جوفاء

مترادف‌ها

توخالی، تهی

متضادها

پر، مملو

لغت نامه دهخدا

جوفاء. [ ج َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث اجوف. ( اقرب الموارد ). || دلو فراخ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج، جوف. ( منتهی الارب ). || میان تهی و کاواک از نیزه و درخت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با جوفاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با رفتاری بسیار جوفاء و بدون توجه به احساسات دیگران، باعث شد که بسیاری از دوستان نزدیکش از او فاصله بگیرند.

💡 در ادبیات کلاسیک، گاهی از واژه جوفاء برای توصیف شخصیت‌هایی که برخلاف انتظار، خالی از معنا و دارای رفتارهای بیهوده هستند استفاده می‌شود.

💡 آن تصمیم جوفاء و بدون برنامه‌ریزی قبلی، منجر به خسارات مالی غیرمنتظره‌ای شد که تیم اجرایی پروژه را در وضعیت دشواری قرار داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران