جنبک تصویر معنی جنبک مترادفها گوشه، پاره، بخش کوچک لغت نامه دهخدا جنبک. [ جُم ْ ب َ ] ( اِ ) جست کردن و خیز کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). کلمات مرتبط غرزنگ جهاننده سکیزان جنبیدن جویندگی گزارش محتوای نامناسب