جقم تصویر معنی جقم لغت نامه دهخدا جقم. [ ] ( ع ص ) خودسر. ستیزکار. لج باز. عنود. سرسخت. لجوج. ( دزی ). فرهنگ فارسی خود سر ستیز کار لج باز عنود سر سخت لجوج. کلمات مرتبط لجبازی جقل جحمومه لهقات داسم لهقه جامخ