جریناباد تصویر معنی جریناباد لغت نامه دهخدا جریناباد. [ ] ( اِخ ) از رستاق فاسان است. ( از تاریخ قم ص 118 ). کلمات مرتبط هراباد بیرکاباد جارزان یجیر اباد حسکانه گزارش محتوای نامناسب