جرافس

لغت نامه دهخدا

جرافس. [ ج ُ ف ِ ] ( ع ص، اِ ) مرد باقوت درشت خلقت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شتر بزرگ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || شیر درنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شیر شکرنده. ( از اقرب الموارد ). جِرفاس. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
زخم یعنی چه؟
زخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز