جدید الورود
مترادفها
تازه وارد، جدید، نو
متضادها
قدیمی، کهنه
لغت نامه دهخدا
جدیدالورود. [ ج َ دُل ْ وُ ] ( ع ص مرکب ) در تداول فارسی، نورسیده. تازه رسیده. تازه وارد. نوآمده. مسافری که تازه وارد شده یا هرکس که بجایی بتازگی وارد شده است.
فرهنگ عمید
۱. نوآمده، تازه رسیده، نورسیده.
۲. کسی که تازه به جایی وارد شده، تازه وارد.
فرهنگ فارسی
نو رسیده تازه رسیده تازه وارد نو آمده.
در تداول فارسی نو رسیده تازه رسیده تازه وارد.
جمله سازی با جدید الورود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت شرکت تصمیم گرفت برای خوشآمدگویی به کارمندان جدید الورود، یک جلسه رسمی و دوستانه در سالن اصلی سازمان برگزار نماید تا همه با هم آشنا شوند.
💡 در میان جمعیت ایستاده در ایستگاه قطار، می توانست چهرههای بسیار نگران و خسته از میان مسافران جدید الورود به وضوح دیده شود.
💡 تمامی قوانین و مقررات مربوط به ورود به این منطقه حساس، باید توسط تمامی افراد جدید الورود به دقت مطالعه و رعایت گردد.