لغت نامه دهخدا
نونوا. [ ن َ / نُو ن َ ] ( ص مرکب ) در تداول، آنکه بنوی صاحب مالی شده. عامه آن را نونوار گویند. ( یادداشت مؤلف ). تازه به نوا رسیده. رجوع به نونوار شود.
نونوا. [ ن َ / نُو ن َ ] ( ص مرکب ) در تداول، آنکه بنوی صاحب مالی شده. عامه آن را نونوار گویند. ( یادداشت مؤلف ). تازه به نوا رسیده. رجوع به نونوار شود.
در تداول: آنکه بنوی صاحب مالی شده. عامه آن را نو نوار گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توانست گوشی های پوکو ایکس۴، هواوی نوا ۹ و آیفون اس ای را پشت سر بگذارد.
💡 انجام حسن او شد پایان عشق من هم رفت آن نوای بلبل بی برگ شد چمن هم
💡 هزار زخمه چو این، بر یکی نوا بندم هزار خامه چو آن، در یکی بنان دارم
💡 ندانستم که چون میرم ز گیتی بگذرد روزی رسد تخم نوا بر باد و خانمان بویرانی
💡 ازین حدیقه چو گل، زود بایدش رفتن کسی که دل به نوای هزار میبندد