لغت نامه دهخدا
جازح. [ زِ ] ( ع ص ) دهنده: و انی له من تالد المال جازح. ( اقرب الموارد ). عطاکننده. بخشنده بی آنکه با کسی مشورت کند. ( منتهی الارب ). || عطاء جازح؛ دهش بزرگ. || کسی که پی کار خود رود. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جازح. [ زِ ] ( ع ص ) دهنده: و انی له من تالد المال جازح. ( اقرب الموارد ). عطاکننده. بخشنده بی آنکه با کسی مشورت کند. ( منتهی الارب ). || عطاء جازح؛ دهش بزرگ. || کسی که پی کار خود رود. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).