لغت نامه دهخدا
جابلوسی. ( حامص ) چاپلوسی. تملق. رجوع به چاپلوسی شود:
از هواداری ما و تو چو مستغنیست یار
ای رقیب این جابلوسی و لوندی تا بکی ؟کمال خجندی ( از فرهنگ ضیا ).
جابلوسی. ( حامص ) چاپلوسی. تملق. رجوع به چاپلوسی شود:
از هواداری ما و تو چو مستغنیست یار
ای رقیب این جابلوسی و لوندی تا بکی ؟کمال خجندی ( از فرهنگ ضیا ).