ثرثره

مترادف‌ها

پرحرف، وراج، پرگو

متضادها

ساکت، کم‌گو

لغت نامه دهخدا

ثرثره. [ ث َ ث َ رَ ] ( ع مص ) بسیار گفتن. بیهوده بتکرار حرف زدن. || پراکندن. پریشان کردن. || بسیار خوردن. || آمیختن طعام.