ثاکله

مترادف‌ها

سوگوار، ماتم‌کننده

متضادها

شادمان، مسرور، خوشحال

لغت نامه دهخدا

( ثاکلة ) ثاکلة. [ ک ِ ل َ ] ( ع ص، اِ ) زن بچه مرده. ثکلی. ثکول. || هاویه. ج، ثواکل.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران