لغت نامه دهخدا
تکاوس. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) تو بر تو شدن گوشت. || بسیار برهم نشستن گیاه و علف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): تکاوس النبت التف. ( المعرب جوالیقی ص 288 ).
تکاوس. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) تو بر تو شدن گوشت. || بسیار برهم نشستن گیاه و علف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): تکاوس النبت التف. ( المعرب جوالیقی ص 288 ).
تو بر تو شدن گوشت