توپیدن
مترادفها
متورم شدن، پف کردن، باد کردن
متضادها
فروکش کردن، کوچک شدن
لغت نامه دهخدا
توپیدن. [ دَ ] ( مص ) به سختی عتاب کردن. تشر زدن. با آواز بلند مؤاخذه کردن. پرخاش کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل. ) (عا. ) کلمات درشت و سرزنش آمیز را با لحن تند به کسی گفتن.
فرهنگ عمید
تشر زدن، تندی کردن.
فرهنگ فارسی
به سختی عتابی کردن ٠ تشر زدن