توقیص

لغت نامه دهخدا

توقیص. [ ت َ ] ( ع مص ) پاره های خرد از هیمه بر آتش افکندن تا تیز شود. ( زوزنی ). هیزم ریزه بر آتش انداختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کوتاه گردن گردانیدن. ( از اقرب الموارد ).

یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز