توس نمودن
مترادفها
گسترش یافتن، توسعه یافتن
متضادها
کوچک شدن
لغت نامه دهخدا
توس نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) به سلامتی نوشیدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توس شود.
فرهنگ فارسی
به سلامتی نوشیدن
گسترش یافتن، توسعه یافتن
کوچک شدن
توس نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) به سلامتی نوشیدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توس شود.
به سلامتی نوشیدن