لغت نامه دهخدا
باغبانی نمودن. [ غ ْ / غ ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پرستاری کردن ازباغ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به باغبانی کردن شود.
باغبانی نمودن. [ غ ْ / غ ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پرستاری کردن ازباغ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به باغبانی کردن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشتن اندر باغ جان هر لحظهای رنگین گلی وندران فرخنده گلشن باغبانی داشتن
💡 کنون راندی مرا از کوی خود ای گل، بدان ماند که فصل گل کسی راند ز باغی باغبانی را!
💡 در باغبانی تو عمرم گذشت، لیکن در عمر خود نچیدم یک گل ز گلستانت
💡 هزاران دانه افشاندیم و یک گل زانمیان نشکفت بشورستان تبه کردیم رنج باغبانی را
💡 گفتم ایگلچهره چون من باغبانی بایدت گفت رو رو من نیم آن گل که خواهد باغبان
💡 شهر کورلا متشکل از ۷ منطقه، ۳ شهرک، ۹ قصبه، و تعدادی میدان زراعتی، باغبانی، و دامپروری است.