تهییض
لغت نامه دهخدا
تهییض. [ ت َ ] ( ع مص ) تهییج. ( اقرب الموارد ). رجوع به تهییج شود.
جمله سازی با تهییض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سخنرانیهای تحریکآمیز آن سیاستمدار باعث تهییض احساسات مردمی و ایجاد آشوب در خیابانهای شهر شد که کنترل آن دشوار بود.
💡 هدف از این تبلیغات گسترده، تهییض هیجانات مخاطبان و ترغیب آنها به خرید محصولات جدید از طریق روشهای روانشناختی است.
💡 او سعی داشت با کلمات خود، تهییض روحیه تیم را انجام دهد تا بازیکنان با قدرت بیشتری وارد میدان مسابقه شوند.