تهویم

لغت نامه دهخدا

تهویم. [ ت َ ] ( ع مص ) غنودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). سر فرودافکندن و جنبانیدن از خواب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تهوم. ( اقرب الموارد ). پینکی. پینکی رفتن. چرت زدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تهوم شود.

شیپ یعنی چه؟
شیپ یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز