تهریص
مترادفها
ترغیب، تشویق، تحریک
متضادها
بازداشتن، منع کردن
لغت نامه دهخدا
تهریص. [ ت َ ] ( ع مص ) خشک سوخته شدن بدن به کرخشک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). او هذه بالضاء المعجمه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ابن درید این کلمه را به «ضاد» ضبط کرده است. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با تهریص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دادستان در لایحه دفاعیه خود به اتهام تهریص و تحریک دیگران برای ارتکاب جرم اشاره کرد و خواستار مجازات سنگین برای فرد متهم شد.
💡 قانون مجازات اسلامی بر تمامی اقدامات مربوط به تهریص و تشویق افراد به انجام اعمال غیرقانونی، حساسیت و نظارت بسیار شدیدی اعمال میکند.
💡 آن شخص به دلیل تهریص عمومی و ایجاد آشوب در میان جمعیت، تحت بازداشت قرار گرفت تا تحقیقات بیشتری در مورد نقش او انجام شود.