تنبسیدن

متضادها

شتاب کردن، تکاپو کردن، فعالیت کردن

لغت نامه دهخدا

تنبسیدن. [ تَم ْ ب َ دَ ] ( مص ) تافتن ریسمان.( ناظم الاطباء ) ( ازلسان العجم شعوری ج 1 ص 288 ورق ب ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران