تمنطق
مترادفها
استدلال کردن، منطق آوردن
متضادها
بیمنطقی
لغت نامه دهخدا
تمنطق. [ ت َ م َ طُ ] ( ع مص ) کمربند بر کمر نهادن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و این مانند تمدرع و تمندل از درع و مندیل است. ( از اقرب الموارد ). || و بسیاری گویند تمنطق یعنی تعاطی علم منطق و منه قولهم: من تمنطق فقد تزندق. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
کمربند بر کمر نهادن و یا بسیاری گویند تمنطق و تمندل از درع و مندیل است.
جمله سازی با تمنطق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مباحث فلسفی کلاسیک، تمنطق به معنای استفاده از قواعد منطق برای استدلال کردن و رسیدن به نتایج صحیح از مقدمات معین در یک بحث پیچیده است.
💡 دانشآموزان در دروس منطق و فلسفه میآموزند که چگونه با استفاده از مهارتهای تمنطق، از خطاهای فکری جلوگیری کرده و استدلالهای خود را تقویت نمایند.
💡 توانایی تمنطق در یک فرد میتواند به او کمک کند تا در گفتگوهای علمی و مباحثات کلامی، با دقت بیشتری حقایق را از باطل تشخیص دهد.