تلخ گواری

مترادف‌ها

تندی، بدزبانی، تلخ‌زبانی

متضادها

شیرینی، گوارایی، خوشگویی

لغت نامه دهخدا

تلخ گواری. [ ت َ گ ُ ] ( حامص مرکب ) ناگواری. نامطبوعی:
از تلخ گواری نواله م
در نای گلو شکست ناله م.نظامی.

فرهنگ فارسی

ناگواری. نامطبوعی.