تلاشیدن

مترادف‌ها

کوشش کردن، کوشیدن، سعی کردن، تقلا کردن

متضادها

کوتاهی کردن، وا ماندن

لغت نامه دهخدا

تلاشیدن. [ ت َ دَ ] ( مص جعلی ) ضایع کردن. و پاشیدن. || جستجو و تفحص کردن و جستن. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تلاشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ در زندگی، انسان باید همواره برای یادگیری مهارت‌های جدید و بهبود توانمندی‌های خود بدون وقفه و با پشتکار مداوم تلاشیدن را تمرین کند.

💡 محققان علمی در آزمایشگاه‌های پیشرفته روزانه ساعت‌های طولانی را صرف تلاشیدن برای یافتن درمان‌های جدید برای بیماری‌های صعب‌العلاج می‌کنند تا زندگی انسان‌ها را بهبود ببخشند.

💡 ورزشکاران حرفه‌ای با تمرینات بسیار سخت و تلاشیدن برای عبور از مرزهای توانایی خود، توانسته‌اند مدال‌های طلای جهانی را در رشته‌های مختلف ورزشی به ارمغان بیاورند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران