تقفیع

لغت نامه دهخدا

تقفیع. [ ت َ ] ( ع مص ) نگاه داشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جای دادن، یقال: قفعهذا؛ ای ضعه ُ فی الوعاء. || خشک کردن سرما انگشتان را و درترنجاندن آن. ( از اقرب الموارد ).

تحمیلی یعنی چه؟
تحمیلی یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز