لغت نامه دهخدا
تفریض. [ ت َ ] ( ع مص ) رخنه نمودن. || اندک اندک واجب گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || فریضه ها مختلف کردن. ( زوزنی ). || جداجدا کردن. || بریده کردن چیزی را. || آشکار نمودن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || تحزیز. ( اقرب الموارد ). || واجب شدن زکوة در شتران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).