تفریحا
مترادفها
گردشها، خوشگذرانیها
متضادها
کار، مشقت
لغت نامه دهخدا
( تفریحاً ) تفریحاً. [ ت َ ح َن ْ ] ( ع ق )برای بازی و تفرج و تماشا و گشت و گذار. ( ناظم الاطباء ). || بطور لهو و لعب. ( ناظم الاطباء ).
گردشها، خوشگذرانیها
کار، مشقت
( تفریحاً ) تفریحاً. [ ت َ ح َن ْ ] ( ع ق )برای بازی و تفرج و تماشا و گشت و گذار. ( ناظم الاطباء ). || بطور لهو و لعب. ( ناظم الاطباء ).