تغویث
مترادفها
فریادرس، یاری، امداد، کمک
لغت نامه دهخدا
تغویث. [ ت َغ ْ ] ( ع مص ) فریاد خواندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). واغوثاه گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فریادرس، یاری، امداد، کمک
تغویث. [ ت َغ ْ ] ( ع مص ) فریاد خواندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). واغوثاه گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).