تعجیلانه
مترادفها
شتابزده، عجولانه
متضادها
آرام، با تامل، شتابناپذیر
لغت نامه دهخدا
تعجیلانه. [ ت َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور تعجیل و بچابکی و جلدی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعجیل شود.
جمله سازی با تعجیلانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او نباید تصمیمات بسیار تعجیلانه در مورد آینده شغلی خود میگرفت، زیرا بدون بررسی دقیق تمام شرایط ممکن بود دچار اشتباهات بزرگی در مسیر زندگی شود.
💡 مدیریت تعجیلانه و بدون برنامهریزی در پروژههای بزرگ صنعتی، میتواند منجر به ضررهای مالی سنگین و از دست رفتن اعتبار شرکت در بازارهای جهانی شود.
💡 پاسخ دادن تعجیلانه به سوالات حساس در جلسات رسمی، میتواند باعث سوءتفاهمهای جدی و آسیب جدی به وجهه حرفهای شما در برابر سایر مدیران گردد.