جلدبه جلد
مترادفها
تکتک، یکی یکی، دانه به دانه
لغت نامه دهخدا
جلدبه جلد. [ ج َ ب ِ ج َ ] ( ق مرکب ) فوراً. معجّلاً. به تعجیل. به سرعت. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با جلدبه جلد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 587-صحيفه نور جلد:21 صفحه:92 تاريخ سخنرانى:3/12/67
💡 3 - شفاعت كه شرح آن در جلد اول تفسير نمونه صفحه 223 گذشت.
💡 گر همی این به عقل و هوش کنند هوشیارند و جلد و عیارند
💡 عاجز چونی ز خیر و حق و صواب ای به خطاها بصیر و جلد و ملی؟
💡 او بیش از هزار جلد کتاب به کتابخانه دانشگاه تهران اهدا کرد.
💡 181-صحيفه نور جلد:9 صفحه:180 تاريخ سخنرانى:30/6/58
💡 کتابدار قدیمی با دقت بسیار زیاد و با تمرکز کامل، شروع به مرتب کردن کتابهای ارزشمند کتابخانه کرد و آنها را جلدبه جلد بر اساس سال انتشار چید.
💡 او تصمیم گرفته است که تمام آثار کلاسیک ادبیات فارسی را به صورت جلدبه جلد جمعآوری کند تا در نهایت یک مجموعه کامل و بسیار نفیس داشته باشد.
💡 مطالعه این مجموعه بزرگ از مقالات علمی، اگر به صورت جلدبه جلد و با حوصله انجام نشود، ممکن است باعث خستگی و سردرگمی مخاطب در میان حجم زیاد اطلاعات شود.