تصحیحه

مترادف‌ها

تصحیح، اصلاح، غلط‌گیری

متضادها

خطا، اشتباه

لغت نامه دهخدا

تصحیحه. [ ت َ ح َ/ ح ِ ] ( اِ ) نظر و ملاحظه و تفتیش. ( ناظم الاطباء ).
- داغ تصحیحه؛ جایی که اسبهای سپاهی را داغ کنند. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).

کلمات مرتبط