تسبیق

لغت نامه دهخدا

تسبیق. [ ت َ ] ( ع مص ) ناتمام افکندن گوسفند بچه خود را. || گرفتن آنچه را که گرو بسته بود و بردوانیدن اسب یا دادن آنرا. از لغات اضداد است. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). || بند پای بر پای مرغ گذاشتن. ( از متن اللغة ) ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || مسابقه گذاشتن بین خیل. ( ازمتن اللغة ). || بدره گذاشتن میان شعراء تاهر کدام که غالب آیند جایزه را دریافت کنند. ( از متن اللغة ) ( از المنجد ). و رجوع به سبق و مسابقه شود.

فرهنگ فارسی

ناتمام افکندن گوسفند بچه خود را. با غین مشهورتر است.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز