واژه «تروغبدی» یک صفت نسبی است که به افراد منسوب به «تروغبد» گفته میشود و این نام در اصل به یک ناحیه یا قریه قدیمی در نزدیکی طوس اشاره دارد. «تروغبد» نام روستایی بوده که در فاصله حدود چهار فرسنگی شهر تاریخی طوس قرار داشته و در منابع جغرافیایی و تاریخی اسلامی از آن یاد شده است. این منطقه در گذشته محل سکونت و پرورش گروهی از زاهدان، محدثان و اهل علم بوده و به همین دلیل در متون علمی از آن نام برده شده است. واژه «تروغبدی» بنابراین به کسی اطلاق میشود که اهل این منطقه بوده یا نسب او به این ناحیه بازمیگردد. در منابع تاریخی آمده است که این ناحیه بعدها با نامهایی مانند طرقبه یا ترغبه شناخته شده است و در دورههای بعدی تغییر نام داده است. این تغییر نام نشاندهنده تحول جغرافیایی و زبانی در طول زمان است که در بسیاری از مناطق ایران رخ داده است. نسبت «تروغبدی» بیشتر در متون رجال، حدیث و تاریخ به کار رفته است تا محل تولد یا زندگی برخی عالمان مشخص شود. این واژه علاوه بر جنبه جغرافیایی، ارزش تاریخی نیز دارد زیرا به یک مرکز علمی و دینی در گذشته اشاره میکند. در نتیجه، «تروغبدی» صرفاً یک نسبت مکانی است که افراد را به منطقه تاریخی تروغبد مرتبط میسازد. در مجموع، این واژه بیانگر وابستگی جغرافیایی و تاریخی به ناحیهای کهن در اطراف طوس است که در گذشته جایگاه علمی و فرهنگی داشته است.
تروغبدی
لغت نامه دهخدا
تروغبدی. [ ت ُ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تروغبد. رجوع به ترغبد شود.
تروغبدی. [ ت ُ ب َ ] ( اِخ ) محمدبن محمدبن حسین، مکنی به ابوعبداﷲ. یکی از شیوخ تصوف و معاصر المتقی المستکفی و المطیع وامیر نوح سامانی بود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تروغبدی. [ ت ُ ب َ ] ( اِخ ) نعمان بن محمدبن احمدبن الحسین بن النعمان طوسی مکنی به ابوالحسن که ازمحمدبن اسحاق خزیمه استماع کرد و از وی الحاکم ابوعبداﷲ روایت کرد. وی از مکثرین ( فزون حدیثان ) است و پیش از سال 350 هَ. ق. درگذشت. ( از معجم البلدان ).