تذیل
مترادفها
پانویس، دنباله، انتها
متضادها
سرتیتر
لغت نامه دهخدا
تذیل. [ ت َ ذَی ْ ی ُ ] ( ع مص ) خرامیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || گستاخی کردن و میل نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گستاخی کردن در کلام بدون احتشام. ( از اقرب الموارد ) ( ازالمنجد ). || سایه افکندن شاخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || حرکت دادن دابه دُم را. ( اقرب الموارد ). حرکت دادن اسب دم خود را از روی نشاط و در حال توسنی. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
جمله سازی با تذیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در تذیل این قرارداد بسیار مهم، به تمامی جزئیات مربوط به حقوق و تکالیف طرفین قرارداد با دقت و وسواس بسیار زیادی اشاره شده است.
💡 تمامی نکات ذکر شده در تذیل این فصل از کتاب، باید توسط دانشجویان با دقت مطالعه شود تا در امتحان دچار اشتباهات ناشی از بیدقتی نشوند.
💡 بر اساس دستورالعملهای آمده در تذیل این نامه رسمی، تمامی کارکنان موظف هستند که پروتکلهای جدید ایمنی را در محل کار خود به دقت اجرا کنند.