تخومه
مترادفها
دانه، هسته
لغت نامه دهخدا
( تخومة ) تخومة. [ ت َ م َ ] ( ع اِ ) واحد تُخوم. ( منتهی الارب ). نشان و حد فاصل میان دو زمین. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تخم و تخوم شود.
جمله سازی با تخومه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کشاورزان برای رسیدن به محصول بهتر، باید دقت زیادی در انتخاب نوع تخومه و کیفیت بذرهای مورد استفاده در زمینهای زراعی خود داشته باشند.
💡 در برخی از انواع میوهها، بخش اصلی و مغذی که ما مصرف میکنیم، همان تخومه موجود در مرکز یا درون هسته اصلی میوه است.
💡 گیاه شناس با بررسی دقیق شکل و اندازه تخومه گیاه، توانست گونه جدیدی از گلها را در جنگلهای بارانی جنوب شرق آسیا شناسایی کند.