کلمه «تخذم» در منابع عربی و فارسی مانند «منتهیالارب»، «ناظم الاطباء»، «اقرب الموارد» و «المنجد» آمده و به معنی «بریده شدن» است. این واژه همچنین به معنای «بریدن چیزی» و گاهی «به تکلف بریدن چیزی» به کار رفته است. تخذم در متون کلاسیک برای توصیف عمل قطع یا بریدن اجسام یا اشیاء استفاده میشود و بار معنایی آن رسمی و ادبی است. کاربرد آن هم در زمینه عملی و هم در نقل مفاهیم اخلاقی و توصیفی دیده میشود. شناخت معنای تخذم به فهم بهتر متون قدیمی و متون علمی و پزشکی که در آنها از این واژه استفاده شده، کمک میکند. این کلمه نشاندهنده عمل جداسازی یا قطع کردن است و بر دقت و نوع بریدن تأکید دارد. به طور کلی، تخذم هم معنای واقعی بریده شدن را منتقل میکند و هم به عمل بریدن یا قطع کردن چیزی اشاره دارد.
تخذم
لغت نامه دهخدا
تخذم. [ ت َ خ َذْ ذُ ] ( ع مص ) بریده شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || بریدن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به تکلف بریدن چیزی را. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).