تخاوص
مترادفها
اجتناب، پرهیز، خودداری، دوری
متضادها
رغبت، میل، کشش، اشتیاق
لغت نامه دهخدا
تخاوص. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) بمعنی مخاوصة. ( منتهی الارب ). به دنبال چشم نگریستن. ( آنندراج ). چشم خوابانیده تیز نگریستن بسوی چیزی، چنانکه هنگام راست کردن تیر و دیدن در جرم آفتاب. ( از قطر المحیط ).