تخازن
مترادفها
انبار کردن، ذخیره کردن، احتکار
متضادها
توزیع کردن، پخش کردن
لغت نامه دهخدا
تخازن. [ ت َ زَ ] ( اِ ) خیار و تخلان. ( شعوری ج 1 ورق 286 ب از محمودی ). خیار تر. ( مؤید الفضلا ص 269 ذیل لغات ترکی ) ( آنندراج ). خیار. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
خیار تر