تحریص نمودن
مترادفها
ترغیب کردن، تشویق کردن، وادار کردن
لغت نامه دهخدا
تحریص نمودن. [ ت َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ترغیب نمودن. حریص گردانیدن. آزمند نمودن. در شغف انداختن: و چون سال عمر به هفت رسید مرا بر خواندن علم طب تحریص نمودند. ( کلیله و دمنه ). رجوع به تحریص شود.
جمله سازی با تحریص نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی افراد با استفاده از وعدههای دروغین، سعی در تحریص نمودن جوانان به سمت فعالیتهای پرخطر و غیرقانونی در فضای مجازی دارند.
💡 هدف اصلی این تبلیغات گسترده، تحریص نمودن مصرفکنندگان به خرید محصولات گرانقیمت از طریق نمایش تصاویر فریبنده و جذاب در تلویزیون است.
💡 مربیان بزرگ معمولاً با استفاده از انگیزهنامهها، بر تحریص نمودن دانشآموزان به مطالعه بیشتر و تلاش برای رسیدن به اهداف علمی تاکید میکنند.