تحریص

لغت نامه دهخدا

تحریص. [ ت َ ] ( ع مص ) آزمند و راغب گردانیدن کسی را بر چیزی. ( از اقرب الموارد ). آزمند گردانیدن کسی را بر چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( قطر المحیط ). در شغف و آز انداختن. ( آنندراج ). ترغیب و تحریک و ورغلانیدگی. ( ناظم الاطباء ). به حرص و آز انداختن. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تحریص کردن و تحریص نمودن شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) آزمند ساختن، برانگیختن.

فرهنگ عمید

۱. حریص گردانیدن، آزمند کردن.
۲. راغب ساختن کسی به کاری یا چیزی.

فرهنگ فارسی

حریص گردانیدن، آزمندکردن، وادارکردن، راغب
( مصدر ) ۱- آزمند کردن باز افکندن. ۲- بر انگیختن ترغیب کردن تحریص. ۳- ( اسم ) انگیزش ترغیب تحریک. جمع: تحریصات. توضیح این کلمه بدین معنی مستحدث است.

ویکی واژه

آزمند ساختن، برانگیختن.

جمله سازی با تحریص

💡 گفتار او را تحسین تصویب کردم و خلق را بر استماع سخن وی تحریص و ترغیب، چون هنگامه عامه بگذاشت عصا و انبان برداشت ساعتی بر پای رأی میزدم و در عالم معامله دست و پای، چون از هم بازگشتیم من در دریا نشستم، او در بیدا و من بچین رفتم او بصنعا.

💡 نصرانی نیز از جا برخاست و بی‌هیچ ترسی جلوی چشم من به محکم کردن شلوارش پرداخت و گفت: ابونواس! در چنین حالی، هرگز کسی را سرزنش مکن. چرا که سرزنش تو، وی‌را تحریص می‌کند. و من از گفته‌ی او مصراع معروف خویش را گرفتم که: دع عنک لومی فان اللوم اغراء...

💡 معلم عقل می فرماید که چون شب درآید بخسب که خواب سبب آسایش حواس است و قالب آدمی مطیه بار و مرکب کار است، تا بشب نیاساید، بروز بار نتواند کشید واین معنی اختیار معلم عقل است. باز مؤدب سمع نماز و دیبای زیبای تحریص در این باب می آراید.

💡 گهم طمع بفرونی همی‌کند تحریص گهم خرد به قناعت همی‌کند تعصیر

💡 تحریص زاهدان به ثوابم دهد عذاب یا رب چه بود و چیست ندانم گناه ما

فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز