کلمهی «تبنیت» در فارسی به معنای خبر پرسیدن و بسیار سؤال کردن از کسی است. این واژه ریشه در عربی دارد و به صورت مصدر یا اسم عمل به کار میرود تا عملی را که شخص در آن مداوم سؤال میپرسد، بیان کند. تبنیت میتواند نشاندهنده کنجکاوی شدید، پیگیری اطلاعات یا جستوجوی دقیق حقایق باشد. در برخی متون قدیمی، به شکل «بنته بکذا» آمده است که به معنای ساکت کردن و غالب شدن شخصی با حجت یا دلیل است. همچنین «بنته الحدیث» به معنای آن است که هرچه در دل داشت، با دیگری در میان گذاشته است. این واژه در ادبیات کلاسیک برای توصیف پرسشگری یا تحقیق دقیق و حتی بحث استدلالی به کار رفته است. تبنیت معمولاً بار معنایی خنثی دارد اما میتواند بسته به زمینه، مثبت (کنجکاوی و پیگیری) یا منفی (فضولی یا اصرار بیش از حد) باشد. هممعنیهای آن شامل پرسشگری، تحقیق، کنجکاوی و پیگیری دقیق است. در مکالمات امروزی کمتر استفاده میشود اما در متون تاریخی و ادبی همچنان دیده میشود.
تبنیت
لغت نامه دهخدا
تبنیت. [ ت َ ] ( ع مص ) خبر پرسیدن و بسیار سؤال کردن از کسی. ( قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بنته ُ بکذا؛ ساکت کردن و غالب شدن او را بحجت. ( از قطر المحیط )( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بنته الحدیث؛ هرچه در دل داشت با وی در میان نهاد. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || دختر زائیدن: بنتت المراءة؛ ولدت بنتاً. ( قطر المحیط ).
تبنیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) بسیار بنا کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). بنا کردن.( از قطر المحیط ). برآوردن خانه را. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
خبر پرسیدن و بسیار سوال کردن از کسی. یا بنته بکذا ساکت کردن و غالب شدن او را بحجت. یا بنته الحدیث هر چه در دل داشت با وی در میان نهاد.