تبازی

لغت نامه دهخدا

تبازی. [ ت َ ] ( ع مص ) بلند کردن سرین خود را. || گام فراخ نهادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ). || بسیاری نمودن به آنچه نزد خود نباشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). || تبازی رهام ( مرغ غیرشکاری )؛ خود را مانند باز نمودن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بلند کردن سرین خود را. یا گام فراخ نهادن. یا بسیاری نمودن بانچه نزد خود نباشد.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز