در برخی منابع به صورت تاتارچه نیز ثبت شده است، عنوانی است که در ادبیات و لغتنامههای فارسی سدههای گذشته برای اطلاق به نوع خاصی از سلاح به کار رفته است. بنا بر شواهد موجود در متون معتبری چون «برهان قاطع»، «فرهنگ رشیدی»، «انجمن آرا» و «آنندراج»، «تتارچه» اطلاق بر گونهای خاص از تیر بود. این تمایز نه تنها در نامگذاری، بلکه در ویژگیهای فیزیکی آن نیز ریشه داشت، به گونهای که این تیر از جهت ساختار و پیکان خود از تیرهای رایج متمایز میشد. این موضوع نشان میدهد که حتی در زمینه ابزارهای جنگی و شکاری نیز، تمایزات جزئی و دقیق میان انواع ادوات رایج، در زبان آن دوران ثبت و ضبط میشده است.
اهمیت «تتارچه» در ساختار پیکان آن نهفته بود. اگرچه توضیحات ارائه شده در متون لغوی مختصر است، اما اشاره به «پیکان خاصی هم دارد» حاکی از آن است که نوک این تیر (که بخش اصلی تعیینکننده مسیر و تأثیرگذاری تیر است) دارای طراحی ویژهای بوده است؛ شاید این طراحی منجر به عمق نفوذ بیشتر، تخریب بالاتر، یا الگوی پرتابی متفاوت نسبت به تیرهای معمولی میشده است. در دوره تاریخی که این واژگان در اوج کاربرد بودهاند، دقت در ساخت ابزار جنگی اهمیت حیاتی داشته و هر تغییر کوچکی در طراحی پیکان، نام مستقلی را برای آن به ارمغان میآورده است.
بررسی ثبت این واژه در فرهنگنامههای مختلف، جایگاه آن را به عنوان یک اصطلاح مشخص در حوزه واژگان مرتبط با کمان و تیراندازی تثبیت میکند. حضور همزمان «تتارچه» در منابع لغوی گوناگون، بیانگر آن است که این اصطلاح صرفاً یک مورد محلی یا موقتی نبوده، بلکه در گستره وسیعی از دانش نظامی و واژگان رایج فارسی پذیرفته شده و به عنوان یک مرجع برای توصیف آن ابزار به کار میرفته است. امروزه، این واژه بیشتر به عنوان یک واژه تاریخی و فرهنگی شناخته میشود که یادآور دقت و جزئینگری در زبان فارسی هنگام نامگذاری اشیای ملموس است.