تاب زخمه داشتن
مترادفها
آسیب دیدن، زخم خوردن، مجروح شدن
متضادها
بهبود یافتن، سلامت
لغت نامه دهخدا
تاب زخمه داشتن. [ ب ِ زَ م َ / م ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مؤلف آنندراج گوید: لوطیان گویند فلان امروز تاب زخمه دارد؛ یعنی تاب حرکات جماع دارد. زخمه حرکت جماع و آنرا دگنک به دال مهمله نیز گویند. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مولف آنندراج گوید: لوطیان گویند فلان امروز تاب زخمه دارد یعنی تاب حرکات جماع دارد زخمه حرکت جماع و آنرا دگنگ بدال مهمله نیز گویند.
جمله سازی با تاب زخمه داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شکستهای بزرگ در گذشته ممکن است در ذهن انسانهایی اثرگذار باشد و مانند یک تاب زخمه بر روح و روان آنها باقی بماند.
💡 برخی از تصمیمات اشتباه مدیریتی در سازمان، ممکن است در درازمدت یک تاب زخمه بر اعتبار و شهرت برند شرکت در بازار بینالمللی بگذارد.
💡 او سعی داشت تمام تلاش خود را به کار بگیرد تا بر تجربههای تلخ گذشته غلبه کرده و از تاب زخمههای قدیمی در زندگیاش رها شود.