حوصله داشتن
مترادفها
صبر داشتن، طاقت داشتن، شکیبایی داشتن
متضادها
بیحوصلگی، بیصبری
لغت نامه دهخدا
حوصله داشتن. [ ح َ ص َ / ص ِ ل َ ت َ ] ( مص مرکب ) تحمل داشتن. رجوع به حوصله و ترکیبات آن شود.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - تحمل داشتن بردباری کردن. ۲ - حال و فرصت انجام دادن کاری داشتن.
جمله سازی با حوصله داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طی کنم این نامه را گر نکنم چون کنم حوصله خامه نیست تاب رقم داشتن
💡 7- حلّ مشكلات خانواده و داشتن حلم و حوصله، براى سعادت فرزندان، بهتر از جدايى و طلاق است. (فيه خيرا كثير)
💡 معلمی که برای آموزش مفاهیم پیچیده به دانشآموزان کمسن نیاز دارد، حتماً باید حوصله داشتن و صبر بسیار زیادی در برخورد با کودکان داشته باشد.
💡 برای مطالعه کتابهای فلسفی و سنگین، فرد باید حوصله داشتن و تمرکز ذهنی بالایی داشته باشد تا بتواند مفاهیم عمیق را به درستی درک کند.
💡 من واقعاً حوصله داشتن و تحمل رفتارهای عجیب و غریب برخی از افراد را در این جمع شلوغ و پر از سر و صدا ندارم.