بیرایی

لغت نامه دهخدا

بیرایی. ( حامص مرکب ) سست رایی. ضیلولت. ( نصاب الصبیان ). ناصوابی رای:
وگر بگذری زین و جنگت هواست
سرت پر ز بیرایی و کیمیاست.فردوسی.از سر بیخودی و بیرایی
در سر کار شد به رسوایی.نظامی.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز