بی گزندگی

مترادف‌ها

بی‌خطر بودن، بی‌آسیب بودن

متضادها

گزندگی، آزار، آسیب، خشونت

لغت نامه دهخدا

بی گزندگی. [ گ َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) خلاف حالت و چگونگی گزنده. بی زیانی. عاری بودن از اذیت وگزند و آزار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گزندگی شود.

فرهنگ فارسی

خلاف حالت و چگونگی گزنده. بی زیانی عاری بودن از اذیت و گزند و آزار.