بهلوان
مترادفها
بازیگر، هنرپیشه، نمایشگر
لغت نامه دهخدا
بهلوان. [ ] ( اِخ ) شهرکیست بناحیت پارس خرم و آبادان و بدریا نزدیک. ( حدود العالم ).
فرهنگ فارسی
شهرکیست بناحیت پارس خرم و آبادان و بدریا نزدیک ٠
بازیگر، هنرپیشه، نمایشگر
بهلوان. [ ] ( اِخ ) شهرکیست بناحیت پارس خرم و آبادان و بدریا نزدیک. ( حدود العالم ).
شهرکیست بناحیت پارس خرم و آبادان و بدریا نزدیک ٠