کلمه «بلخته» در منابع کهن فارسی و عربی به گیاهی اشاره دارد که رشد افقی دارد و بر زمین گسترده میشود بدون اینکه بالا رود. این گیاه شاخههایی باریک و سخت دارد که مانند کرمهای درهم افتاده روی زمین قرار میگیرند و برگهای آن مخالف شاخههاست. گلهای «بلخته» معمولاً سفید هستند که گاهی به سرخی میزند و شکل ظاهری خاص و گستردهای دارد. ابنالبیطار در منابع خود اشاره کرده که جوشانده برگ و ساق این گیاه میتواند زردی گلو و چسبندگی را درمان کند و کاربرد دارویی نیز دارد. واژه «بلخته» در قاموس و ذیل «اقرب الموارد» به همین معنا ثبت شده است و در متون گیاهشناسی و داروسازی قدیمی کاربرد داشته است. این گیاه نمونهای از داروهای طبیعی است که در طب سنتی مورد استفاده قرار میگرفته و خواص درمانی آن اهمیت فرهنگی و علمی داشته است.
بلخته
لغت نامه دهخدا
( بلختة ) بلختة. [ ب ِ ل ِ ت َ ] ( ع اِ ) گیاهی است که گسترده میشود و بالا نرود. ( از ذیل اقرب الموارد از قاموس ). غافقی گوید گیاهی است که دائره وار بر زمین گسترد و هیچ بالا نکند و شاخه های آن برخلاف برگها سخت باریک بود مانند کرمهایی درهم افتاده و گل آن سپید باشد که به سرخی زند. جوشانده برگ و ساق آن زردی به گلو چسفیده را ساقط سازد. ( از ابن البیطار ). و رجوع به بلحتة شود.