بشکزده واژهای است که از ترکیب «بشک» به معنای شبنم و «زده» ساخته شده و به معنای شبنم زده یا پوشیده از شبنم است. این کلمه در متون کهن برای توصیف زمین یا گیاهانی به کار رفته که سطح آنها با قطرات شبنم تر شده باشد. کاربرد بشکزده بیشتر در توصیف طبیعت و زیباییهای صبحگاهی است و نشاندهنده رطوبت ملایم ناشی از شبنم روی زمین یا گیاهان است. این واژه تصویری زنده از طراوت و تازگی محیط طبیعی ارائه میدهد و در ادبیات منظوم و نثر برای بیان لطافت و سرزندگی طبیعت استفاده میشود. بشکزده علاوه بر توصیف فیزیکی، میتواند به صورت استعاری برای تازگی و شادابی به کار رود. در متون ادبی و توصیفی، این واژه جلوهای شاعرانه و زیباشناسانه به مناظر طبیعی میبخشد. به طور کلی، بشکزده یعنی زمینی یا گیاهی که با شبنم پوشیده شده و نشاندهنده طراوت و تازگی طبیعت است.
بشکزده
لغت نامه دهخدا
بشکزده. [ ب َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) شبنم زده. ارض مصقوعه. زمین بشکزده. ( منتهی الارب ). و رجوع به بشک و پشک شود.