بستنگه

مترادف‌ها

تنگه، گذرگاه، راه باریک

متضادها

پهنه، میدان، گستره، دشت

لغت نامه دهخدا

بستنگه. [ ب َ ت َ گ َ ه ْ ] ( اِ مرکب ) تخفیفی است از بستنگاه. رجوع به بستنگاه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بستنگاه

کلمات مرتبط